کاظمین

سلام برگشتیم با کوله باری از خاطرات زیبا ودلتنگی ان شاءالله قسمت تمام عاشق بشه  دعاکنید منم دوباره برم

9فروردین درست تو ایام عید ساعت 11:30 شب از دانشگاه  با یه اتوبوس رفتیم تهران چون ازفرودگاه رشت به کربلا پرواز نداره ماهم رفتیم تهران

توی فرودگاه به ما گفتن به جای اینکه اول بریم نجف ،کربلا،کاظمین برنامه عوض شده .  اول رفتیم بغداد، بعد کربلا ودر آخر نجف

راستی تو کاروان ما سه تا مداح هم بود که یکی شون آقای بیوکافی بود. که این سه بزرگوار مداحی های بسیار زیبایی در جای جای سفر داشتند

داشتم میگفتم اول رفتیم بغداد ، از اونجا سوار اتوبوس شدیم رفتیم کاظمین بعد از استراحت رفتیم حرم جای همه خالی

نمیذاشتن دوربین ببریم. از داخل حرم نتونستم عکس بگیرم.

سلام به امام جواد وامام موسی کاظم رو حاج آقا خوندن ومداحی زیبایی هم انجام دادند.

شب هم تو کاظمین ساعت 9 شب  صدای تیراندازی شنیده می شد که مادرو پدرم پرسیدن تیراندازیه منم گفتم چیزی نیست بخوابید.از بس خسته بودیم خوابییم ولی صبح دوستان گفتن که تیراندازی بود وصبح یه شهید هم تو حرم آوردن که من حدس میزنم مال تیراندازی شب پیش بوده باشه.

بعداز نماز صبح و دعای وداع  رفتیم به سمت کربلا

اینم یه عکس از کاظمین از توی رستوران هتل


/ 2 نظر / 3 بازدید
مهدی

سلام همکار. زیارت قبول. ان شاالله بازم قسمتتون بشه. پس اقای بیوکافی هم با کاروان شما بودن!! یه چن تا عکس هم تو صفحه اینستاگرامشون گذاشتن.

دکـ لـ مـ هـ

چقدر خیلی خوش به سعادتتون شد ان‌شاءالله قسمت همه محبان اهل بیت(ع)