تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٥ | ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ | نويسنده : دانشجو معلم ورودی 92

"به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رشت پرس شهید علی بلورچی" رتبه ی ۵ کنکور و دانشجوی رشته ی الکترونیک دانشگاه صنعتی شریف و شاگرد آیت الله حق شناس...
جوانی که وقتی شهید شد ۲۱ سال بیشتر نداشت...
بسمه تعالی
" بیایید روزی که در آن روز بر دهان مهر زده شود و تک تک اعضا بدن خود به سخن آیند و اعمالی که انجام داده اند بازگو کنند.
باید مراقب اعضا و جوارح بود که خطا نکنند نکیرین می آیند و از تک تک سوال می کنند که ای دست! آیا به مسلمین کمک کرده ای؟
ای گوش! آیا به احکام خدا و آیات او گوش داده ای و ای زبان! آیا مسلمین را نصیحت کرده ای!
یادگیری علوم اسلامی در اولویت است نسبت به علوم غیره، یعنی باید حداقل به همان میزانی که وقت برای آن علوم می گذاریم، برای علوم اسلامی نیز بگذاریم که رسول خدا صلی الله علیه و آله از ما سوال می کنند که آیا مسولیت خود را در قبال آموزش و یادگیری دین انجام دادید؟
اعضا و جوارح، امانات الهی هستند و خداوند از آن ها سوال می کند که با امانت من چه کردید؟ باید بنده بود و اعضا و جوارح را در خدمت او به کار برد، نه اینکه آزاد بمانند. ذکر خدا باید گفت تا قلب متوجه باشد، زیرا قلب مانند چشم بسیار حساس است و باید دائم مراقب بود."
فهرست گناهان یک جوان ۲۱ ساله که در دفترچه ی یادداشت خود نوشته. گناهان شهید بلورچی .. .گناهانی که از نگاه ما شاید اصلا" گناه به حساب نمی آید...
۱. نماز صبح را بی حال خواندم و اصولاً حال نداشتم و خیلی بی حال زیارت عاشورا خواندم.
۲. خواب بر من غلبه کرد.
۳. یاد امام زمان علیه السلام کم بودم و هستم.
۴. الفاظ زائد زیاد به کار بردم.
۵. مشارطه نکردم.
۶. زود عصبانی می شوم.
۷. شهوت شکم داشتم.
۸. ریا کردم.
۹. حب دنیا داشتم.
۱۰. حضور قلب در سر نماز خیلی کم بود.
۱۱. خود را بهتر از آنچه هستم به دیگران نمایاندم.
۱۲. نفس را در رفاه قرار دادم و در مضیقه نبود.
۱۳. دروغ گفتم.
۱۴. برای غیر خدا کار کردم.
۱۵. یاد دنیا بودم.
۱۶. تقوا نداشتم.
۱۷. وقت را زیاد تلف کردم.
۱۸. امروز تماماً معصیت و غفلت بود.
۱۹. نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را با حال نخواندم.
۲۰. ذکر را با توجه زیاد نمی گفتم.
۲۱. شاید غیبت کردم.
۲۲. نفس در آرامش بود.
۲۳. خدا را ناظر بر اعمالم ندیدم.
۲۴. غیبت شنیدم.
۲۵. کنترل زبان کم بود.
۲۶. تندخویی کردم.
۲۷. کم فکر کردم.
۲۸. به آنچه علم داشتم عمل نکردم.
۲۹. درسم را خوب نخواندم.
۳۰. خیلی صحبت بیخود کردم و همین سبب شد که حالت غفلت از خدا داشته باشم.
۳۱. یاد مرگ و قیامت و روز جزا نبودم.
۳۲. خود را بزرگ جلوه دادم.
۳۳. دخالت در امور معصیت آلود کردم.
۳۴. مراقبت از چشم خیلی کم بود.
۳۵. بی وضو خوابیدم.
۳۶. میل زیادی به ریا داشتم و امور را آن گونه جلوه می دادم که حقیقت نداشت تا سببی برای خوشحالی نفس شود.
۳۷. حب مقام داشتم و آنرا نیز ارضاء کردم.
۳۸. معاشرت با افراد غیر لازم کردم.
۳۹. خود بزرگ بینی و عجب داشتم.
۴۰. از فرصتهایم خیلی کم بهره بردم و استفاده خوبی نکردم.
۴۱. به طور جدی یاد مرگ نبودم.
۴۲. زیاد به یاد امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء نبودم.
۴۳. با نفس درگیر نبودم.
۴۴. کبر داشتم و به خود مغرور شدم.
۴۵. ذکر درونی و برونی خیلی کم بود و اگر هم بود بی توجه بود.
۴۶. دقت در اعمال و فکر قبل از آنها کم بود و یا اصلاً نبود.
۴۷. زخم زبان زدم.
۴۸. قرآن کم خواندم.
۴۹. در مهلکه سقوط قرار گرفته ام.
۵۰. خواطر نفسانی کنترل نشد.
۵۱. نمازها را با علاقه و شوق نخواندم.
۵۲. در جهت خود سازی گام برنداشتم.
۵۳. در حال موتورسواری حب دنیا تاثیر گذاشت و موجب شد معصیت کنم.
۵۴. یقین و اخلاص نبود.
۵۵. توجیه می کردم معاصی ام را.
۵۶. تواضع و زهد نبود.
۵۷. کمبود شخصیت داشتم و با خود بزرگ نمایی سعی در جبران آن داشتم.
۵۸. خوف نداشتم.
۵۹. گستاخی داشتم و حیا نداشتم.
۶۰. ایذاء مومن نمودم.
۶۱. نماز را در حالت خواب خواندم و اصولاً به یاد مولایم نبودم.
۶۲. دعای عهد را نخواندم.
۶۳. عبرت از احوالات دنیا نگرفتم.
۶۴. حب دنیا خیلی دارم و حقیقتاً نفس در کنترل شیطان است و نه در کنترل خودم.
۶۵. واجبات را متوجه نبودم.
۶۶. دقت در نیات وجود نداشت.
۶۷. نفس خیلی طغیان کرد.
۶۸. قلب متوجه خداوند تبارک و تعالی نبود.
۶۹. آمادگی برای مرگ وجود نداشت.
۷۰. احساس مسئولیت کم بود.
۷۱. نظم کم بود.
۷۲. تفکر و تعمق وجود نداشت.
۷۳. چشم آزاد بود و بیهوده به اطراف نگاه می کرد و گاهی به محارم الهی برمی خورد که متاسفانه حتماً بر قلب نیز تاثیر سوء گذاشته است.
۷۴. ذکری که موجب صعود شود وجود نداشت.
۷۵. آنچه نباید می گفتم، گفتم.
۷۶. شهوت خواب پیدا کردم.
۷۷. ریا کردم و خواستم سواد خود را به رخ دیگران بکشم.
۷۸. در حال خنده نوعی غفلت در خود احساس کردم.
۷۹. در مقابل روی کردن دنیا سوی خودم سست بودم و دائماً در ذهنم بود.
۸۰. تعارف و تمجیدها وسوسه می نمودند.
۸۱. پناه بردن به حضرت حق تعالی و استغاثه حقیقی از او کم بود.
۸۲. عشق به خداوند را تقویت ننمودم.
۸۳. حالت انابه وجود نداشت.
۸۴. دعا را به علت کسب صفات رذیله در روز و سریع خواندن، با توجه کامل نخواندم.
۸۵. چند شبی است که سوره واقعه را بی رغبت می خوانم.
۸۶. با آنکه می دانستم دارم اشتباه می کنم اما اشتباه کردم.
۸۷. چند مورد عجله و شتابزدگی وجود داشت.
۸۸. علاقه به مدح دیگران وجود داشت.
۸۹. حفظ سرّ نشد.
۹۰. سوز و ناله کم بود.
۹۱. بصیرت نبود.
۹۲. توسل و ارتباط با عالم قدس خوب نبود.
۹۳. هنگام غروب خوابیدم که حال و صفای قلب گرفته شد.
۹۴. شهوت خودش را خیلی فعال نشان می دهد، باید مراقب بود.
۹۵. اگر عنایتی شده بود در اول صبح به واسطه خواب بعد از نماز کم شد.
۹۶. توجه به باطن امور و حضور قلب و توجه به نفس چه هنگام وسوسه و چه غیر آن خیلی کم بود، لذا در دام شیطان افتادم و علی الخصوص در دامهایش حب دنیا بود که شدیداً متاثر شدم. آن گونه که در نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و اوقات ما بین اینها تماماً ذهنم مشغول به دنیا بود. لذا از خداوند نجات خود را خواهانیم که ای مولای ما خودت به فریاد ما برس و شیطان و حب دینا را از ما بگیر.
۹۷. حجابهای قلب خیلی زیاد بود و امروز این مطلب برای عقل درک شد.
۹۸. زهد و فقر و اخلاص کم بود.
۹۹. انقطاع از دنیا نبود بلکه برعکسش بود.
۱۰۰. احساس نمودم که تا چه حد زیادی بین من و رب حق حجاب وجود دارد.
۱۰۱. خود را همه کاره جلوه دادم و شیطان از این راه خوب موفق شد.


برچسب‌ها: